مدتها بود می خواستم یه کم تحول صورت بدم ![]()
بالاخره شد .
اساس کشی کردم .
خوشحال میشم نظرتون رو بدونم ....
در پناه حق ....
السلام علیک یا ابا عبد الله

السلام علیک یا ابن رسول الله(ص)
دلم نیومد بیشتر از این اینجا خاک بخوره ! درسته تغییر خاصی تو زندگیم ایجاد نشده اما دیدم اینجا که می نویسم کلی راحت میشم .اینجا حداقل چندتا دوست خوب دارم که باهام همدردی کنن یا راهنماییم کنن که این خودش نعمت بزرگیه ، واسه همین دوباره می نویسم برای دل خودم !!!
بودن خانم بابام تو خونه خیلی خیلی ازارم میده.نمی دونم شاید بذارید رو حساب حسادت زنانه ، تعصب، لوس بودن من ، بی منطق بودن یا هر چیز دیگه .اما هر چی هست مهم اینه که بینهایت سخته!!
یه چندتا سوالم دارم که اگه جواب بدید و مثل همیشه کمک کنید ممنون میشم.
۱ـ دلیل اینکه نمی تونم این خانم رو کنار بابام تحمل کنم حسادته یا اینکه بی منطق و لوسم؟؟؟
۲ـ چرا بابام نسبت به زمان مامانم اینقدر فرق کرده؟؟؟؟
۳ـ چرا بابام میگه ما رو دوست داره (به خصوص من رو )اما رفتارش دقیقا خلاف این رو نشون میده؟؟؟(شاید دوست داشتن بابای منم مثل موزی خان به روش خودشه !!!)
ممنون که همراه بودید
To learn how to live for today
بياموزم كه براي امروز زندگي كنم
To build bridges instead of walls
پلهايي بسازم به جاي ديوارها
And to know that life will be good to me ….
If I can do my best to be good to life
و بدانم كه زندگي با من سازگار است اگر من بكوشم كه با
زندگي سازگار باشم
* لين پارسونز
در پناه حق .......

