تبليغاتX
نیمه پنهان من
دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384
چند تا ارزو

                  

بازم سلام . سلام به دوستای گل تر از گلم ......

شایداز نظر شما و خیلی از ادمها خیلی خنده دار یا مسخره باشه می دونم . حق داریدکه تو دلتون یه چیزایی بهم بگید . امیدوارم هیچ وقت نفهمید که چرا میگم و اصلا این حرفهایی که می زنم یعنی چی؟؟؟ اما چون دوست دارم اینجا حرفهای دل زده بشه میگم . اگه نخواستید نخونید فقط میگم که یه کم دلم سبک بشه .یه مدت میشه که چندتا ارزوی خیلی لوس و در عین حال محال تو دلم جا خوش کرده .مثلا اینکه مثل گذشته ها وقتی میرم خرید مامانم باشه تا ازش نظر بگیرم . تا دعوام کنه که چقدر از این چیزا می خری ! تا وقتی میام خونه اولین نفر که میبینم اون باشه .تا گاهی فقط گاهی براش حرف بزنم . تا تو چشماش نگاه کنم و خدم رو مثل همیشه براش لوس کنم . یادش بخیر روزایی که سر به سر هم میذاشتیم . با اینکه می دونستم قدره یه دنیا یدونه دختر عزیز دردونه اش رو دوست داره اما همیشه بهش میگفتم :من که می دونم شما پسرات رو بیشتر از من دوست داری . کلی لجش می گرفت و با غیظ می گفت: نخیر.یادش بخیر شبایی که با هم میگفتیم و می خندیدیم تا بابا از صدای خنده هامون بلند می شد و میگفت :مگه شماها روز ندارید که تا نصفه شب بیدار می مونید.یادش بخیر وقتی مدام بغلش می کردم و ساکت نگام می کرد .بعد بهش میگفتم اصلا بغل کردن بلد نیستس . اون وقت دستاشو میگرفتم و دوره کمرم حلقه می کردم و می گفتم حالا محکم نگه دار. اهان . این یعنی بغل کردن ....

.یادش بخیر یادش بخیر یادش بخیر ......

دلم هوای دستای گرمش رو کرده . نوازش مادرانه . هوای اغوش گرمش تا یه دل سیر براش گریه کنم .هوای قربون صدقه رفتنهای الکیش به بهانه انجام کار.و خلاصه هوای یه وجود پر وجودی مثل مادر

                          

التماس دعا ... در پناه حق

نوشته ای از پریسا در 13:29 | | لینک این نوشته
سه شنبه هجدهم بهمن 1384
یا حسین (ع).....
اسلام علی الحسین (ع) و علی علی بن الحسین (ع) و علی اولاد الحسین (ع) و علی اصحاب الحسین (ع).......

 

             

این پست فقط به مناسبت عاشورا و تاسوعاست . نظرخواهیش فعال نیست . دوستای گلی که زحمت میکشن و میان تو پست قبلی نظر بدن ممنون میشم .

                درپناه حق ......

                                        التماس دعا ......

نوشته ای از پریسا در 1:48 | لینک این نوشته
چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384
یه سلام تازه ......

 سلام ،سلام ،سلام .........

اخیش راحت شدم امتحانام تموم شد . فقط امیدوارم نمره هاشون قابل تحمل باشه . همش رو پاس کردم اما نمره هاش رو نمی دونم .نمی دونید چقدر سخت گذشت . تمام فکر و حواسم رو امتحانا بود و اصلا وقت هیچ کاری رو نداشتم .فکر کنم دو هفته ای بشه که اپ نکردم و به دوستام سر نزدم .واقعا معذرت می خوام . از همین جا از همه عذز خواهی میکنم .حتما ادرساتون رو برام اف بذارید تا بیام . اخه اینجوری راحت تره و به دوستای بیشتری میشه سر زد .راستی برای رفع خستگی یه سفرم رفتم . جای همتون هم خالی . برام خیلی خیلی دعا کنید . خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی زیاد . چون واقعا به دعاهاتون نیاز دارم .از خدا هم خیلی کمک خواستم . همینطور از همه اونایی که می تونن کمکم کنن.

انان که خاک را به نظر کیمیا کنند...........

 ایا بود که گوشه چشمی به ما کنند؟؟؟؟

درباره عکس پست قبلی باید بگم اون عشق من بچه برادرمه که هفت ماهه به دنیا اومده. واقعا عشق منه . اسمش هم شهاب الدین هستش . حالا خیالتون راحت شد . اخه بعضی از دوستام فکر کرده بودن منظورم از عشق از اون یکی عشقاس و این عکس بچگی هاشه . این بارم دوتا عکسش رو براتون میذارم . خیلی نازه . نمی دونید عمه شدن چه کیفی داره .خیلی خوبه ......

دیگه بیشتر از این حرف نمی زنم .فقط یه نکته بگم .اخه خیلیا ازم خواستن خودم رو معرفی کنم . چشم یه معرفی کوچیک هم میکنم .

من پریسا .... هستم . 20 سالمه (البته وارد 21 سالگی شدم )ساکن شهر تهران هستم و محله اقدسیه.دیگه بیشتر بلد نیستم بگم .و دانشجوی دانشگاه ازاد تهران .

در پناه حق .......

عکس جدید عشقم          یکی دیگه

نوشته ای از پریسا در 20:41 | | لینک این نوشته