روز پدر و میلاد امام الاولین بر همه ایران زمین مبارک باشه .....
این بار هم می خوام یه عکی دیگه از عشقم بزارم ......
این دوتا هر دوشون عشقن ![]()
.....
این شازده که عشق عمه جونش شهاب الدینه
.....
اون خانم خوشگله هم دختر یه دختر عموی عزیزه و اسمشم به قول خودش تینا خانومه ![]()
......

ماشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاالله
این بار از عشقم میگم ......
یه عشق ۲ سال و ۸ ماهه ......
عشق من الان شیرین ترین روزهای عمرشو داره . اینقدر شیزین زبون شده که گاهی دلم می خواد گازش بگیرم . اگه تو این مدت نبود واقعا چه اتفاقا که نمی افتاد !!!!!!
هرچند مشکلات خیلی زیاد شده . اما همیشه وجود شهاب الدین برام ارامش داره . وقتی بغلش میکنم و اونم منو محکم بغل میگیره ، یا وقتی بهم میگه عمه جون ، یا وقتی میگه خیلی دوست دارم عمه جون خودم ....انگار دنیا رو بهم میدن . وجودش یه حس بی نظیری داره .......

خدا حفظش کنه واسه عمه اش ![]()
![]()
![]()
در پناه حق ......
سلام ......
وای که چقدر اینجا برام خاطره است ......
وقتی اینجا می نویسم ، کاملا حس میکنم وبلاگمه و پر از خاطره .
من از اینجا وبلاگ و نوشتن رو شروع کردم .
بازم اینجا می نویسم .
این حسی که نسبت به اینجا دارم ، هیچ وقت به وبلاگ جدیدم نداشتم .
البته بی انصافی نباشه ، اونجا رو هم خیلی دوست دارم . اونم کلی خاطره داره
برام . اما اینجا یه جور دیگه است .
تمام این مدت یه جور عذاب وجدان داشتم .
عذاب وجدان به خاطر اینکه اینجا نمی نویسم و اصطلاحا داره خاک می خوره .
یه خونه تکونی اساسی می خواد .
خدا کنه وقت کنم و بیام .
اما اینبار دیگه قول میدم بمونم .
حتی شده فقط با یه عکس اپ کنم .
![]()
پ.ن : راستی دلم می خواد بدونم این غریبه کیه که کامنت میذاره . یه جورایی رو
خط اعصاب میره ![]()
اینجا برام خیلی خاطره است .......
شاید دوباره بیام اینجا ......
به خصوص که پرشین بلاگ کلی مشکل داره !!!! .......
کلی حرف و توضیح دارم ......
التماس دعا ......
مدتها بود می خواستم یه کم تحول صورت بدم ![]()
بالاخره شد .
اساس کشی کردم .
خوشحال میشم نظرتون رو بدونم ....
در پناه حق ....

